على ربانى گلپايگانى
338
درآمدى به شيعه شناسى ( فارسى )
بتپرستان و مشركان در اينباره است ، مشركان به الوهيت معبودان خود عقيده داشتند ، و شفاعت آنها را ناشى از الوهيت آنها مىانگاشتند ، و بدينجهت بود كه براى شفاعت آنها هيچگونه شرط و قيدى از قبيل اينكه خداوند به آنها اذن بدهد ، قايل نبودند . قرآن كريم در ردّ اين عقيده مىفرمايد : وَ يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا يَضُرُّهُمْ وَ لا يَنْفَعُهُمْ وَ يَقُولُونَ هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا عِنْدَ اللَّهِ قُلْ أَ تُنَبِّئُونَ اللَّهَ بِما لا يَعْلَمُ فِي السَّماواتِ وَ لا فِي الْأَرْضِ ، سُبْحانَهُ وَ تَعالى عَمَّا يُشْرِكُونَ . « 1 » بنابراين ، استدلال به آياتى كه شفاعت خواهى مشركان از بتها را مردود مىشمارد ، بر نادرست دانستن اصل شفاعت در اسلام ، مغالطهاى آشكار است . چراكه در شفاعت اسلامى نه اعتقاد به الوهيت شافعان مطرح است ، و نه بىقيد و شرط بودن شفاعت آنان . قرآن كريم از فرشتگان بهعنوان شفاعتكنندگانى يادكرده است كه جز كسانى كه خداوند مىپسندد ، شفاعت نخواهند كرد : بَلْ عِبادٌ مُكْرَمُونَ لا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ وَ لا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضى « 2 » . از ديدگاه قرآن كريم ، پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله داراى مقام محمود خواهد بود ، مفسّران اسلامى با استناد به روايات بسيار ، مقام محمود ، را به شفاعت تفسير كردهاند : عَسى أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً « 3 » طبرسى گفته است : مفسّران اسلامى اتفاق نظر دارند كه
--> ( 1 ) - يونس / 18 . ( 2 ) - انبياء / 26 - 28 . ( 3 ) - اسراء / 79 .